✿ܓ✿خاطراته منو داداشم✿ܓ✿

........

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط "دادامسعودوآجیش"

داداشم نرفت سفر

یه مشکلی پیش اومد ودیرتر میره ....

لبخند

 

 

فردا .......

نوشته شده در یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ توسط "دادامسعودوآجیش"

خدایا مراقبش باش ...

سردش نشه یه وقت ...

هر وقت دلش آفتاب خواست، ابراتو باز کن ...

هر وقت دلش بارون کشید براش ببار ...

خدایا مراقب دلش باش ...

غصه هاشو کم کن ...

هر روز شادش کن ...

هر روز بیشتر از قبل ...

فردا داداشم مسافره ناراحت

خداجون فقط بخودت میسپارمش.....

اشک

نوشته شده در یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط "دادامسعودوآجیش"

 

 

اشکهای من از غصه نیست

فقط…


چشمهای من خجالتیست


چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند !

اما…

تو این را باور نکن…

غصه از اشکهای من میبارد…!